روزهای قشنگ تولدت
عسل مامان این اولین عکست توی بیمارستانه ، مامان عاشق این لحظه توی زندگیشه که محاله دوباره تکرار بشه. چون تو فرشته کوچولو
رو بعد از ماهها انتظار دیدم و باورم نمیشد که تو همون موجود درون منی.
فدای این دستها بشم که اینطوری گره زدی و داری دعا میکنی.

مامان دلش برای اولین روزای تو تنگ شده. ببین چقدر کوچولو بودی فدای اون خوابیدنت بشم.

من عاشق این طرز خوابیدنت هستم.
روزهای اول حسابی می خوابیدی و فقط برای شیر خوردن بیدار میشدی. صدای گریه ات هم خیلی کم و آروم بود طوری که بقیه می گفتند وقتی بیدار میشی چند دقیقه اول گریه بیصدا داری (روی سایلنس هستی).
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روزهای قشنگ تولدت
