آدریناآدرینا، تا این لحظه: 15 سال و 26 روز سن داره

آدرینا دختر آتیش مامان و بابا

اولین مهمونی عروسی و خواهری با نگین

1391/4/3 0:43
نویسنده : مامان
469 بازدید
اشتراک گذاری

دیشب (1/4/91) رفتیم عروسی دوست بابا، محمد ناطقی،. این اولین مهمونی عروسی بود که با تو میرفتیم. آخرین مراسم عقد عمه الهام بود که درست یه هفته قبل از بدنیا اومدنت رفته بودیم. با وجود تو که پر از انرژی و شادی بودی به ما خیلی خوش گذشت. اولش که پیش من بودی حسابی بازی کردی و روی میز نشستی و مامان بهت شامتو داد خوردی و بعدشم شروع کردی به رقصیدن و همه رو به خودت جلب میکردی. بعدش رفتی پیش بابایی که شنیدم اونجا هم تو مردونه سنگ تموم گذاشتی و حسابی ازت فیلم گرفتن. دوستای بابا عمو علی و خاله مرضیه ، نگارو نگین و آتنا دختر خاله فرشته هم بودند. آخر شب که خسته شدی شروع کردی نق زدن و میگفتی مَمَ، ولی مامانی که فکر اینجارو نکرده بود و با لباسش نمیتونست بهت شیر بده از خاله مرضیه خواستم که شیرت بده ، تو هم حسابی خوردی و خوابیدی. فکرنمیکردم شیر کسه دیگه ای رو بخوری خوب حالا واقعا شدی خواهر نگین و نگار. 

توی عروسی نشد ازت عکس و فیلم بگیرم ولی قبلش ازت عکس گرفتم. 

اینم از عکسای خوشگل مامان :


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)